مهدی حدادی

مهدی   حدادی

مشخصات فردی

: مهدی حدادی

: شرکت نوبر سبز

: صنعت - تولید

: ۱۳۳۹/۱۰/۱

: کاشان

: لیسانس

: 28 سالگی

.

شرکت ها و کارخانه های تاسیس شده توسط کارآفرین

خرید کتاب
آرام و بی‏صدا در کوچه پس کوچه‏ها راه می‏رفت. همه‌جا تاریک بود و تنها چراغ کم‌سوی انتهای خیابان سو‏سو می‏کرد. نمی‏دانست امشب چگونه باید به خانه برود. هر آنچه این سال‏ها با زحمت به‌دست آمده بود یکباره خاکستر می‏شد و بوی آن حالش را به هم می‏زد. قدم‏هایش کندتر شد و صدای کش‏دار گام‏هایش گوش‌خراش‏تر. این اولین شکستی بود که با همه وجود احساس می‏کرد. سی و پنج سال بیشتر نداشت و میلیون‏ها تومان بدهکاری داشت که روز و شبش را ناآرام می‏کرد. صورت نگران همسر و صدای گریه‏ پسرش در پیش چشمانش می‏دوید. چاره‏ای برایش نمانده بود. هر طور بود باید پولی تهیه می‏کرد. دستانش را جلوی دهانش آورد و آنها را با آتشی که از سینه‏اش بیرون می‏آمد گرم کرد. زمان آمدنش به تهران را به یاد داشت. آن وقت هم پاییز بود و باد زوزه‏کشان در کوچه‏های کاشان دوره می‏گشت. پدر بر لنگه در ایستاده بود و به او نگاه می‏کرد. چشمان کم سویش برق داشت و کلامش پر مغز بود: 
پسر جان برای چی می‏ری تهران؟
تاب نگاه کردن در چشمان پدر را نداشت. سرش را پایین انداخت و گفت: 
- برای تجارت می‏رم. می‏خوام کسب‌و‌کاری را بِندازم. 
- باشه. خودت بهتر می‏دونی ولی یادت باشه تجارت مثل کُتی می‏مونه که دوتا جیب داره. یکی زیانه و دیگری سود. هر چند وقت دستت توی یه جیبشه. تا وقتی که دستت به سوده شکرکن ولی هر وقت دستت به زیان رفت آروم باش و دست و پا نزن، که اگه دست و پا بزنی تو این مرداب بیشتر فرو می‏ری و بدون که هیچ‏وقت پول درصدی (نزول) و حروم به نونت برکت نمی‌ده. 
ایستاد و کلمات پدر را بلندتر تكرار كرد. باز هم گفت، دوباره و سه‏باره. تا آخرین‏بار که گرمی لبخند بر همه صورتش نشست. گویی دست‏های پدر را بر روی شانه‏هایش احساس می‏کرد. همان‏طور که پدر می‏گفت باید می‏نشست و بیش از این دست و پا نمی‏زد. بعدِ سال‏ها کار، آن‏قدر برایش مانده بود که بتواند بخشی از کاستی‏ها را جبران کند و دوباره خشت خشت بر هم بگذارد و روزهای رفته را بسازد که اگر غیر از این باشد هیچگاه سرِ آسوده به زمین نخواهد گذاشت. محکم و استوار گامی به جلو گذاشت و دوباره به چراغ ته خیابان خیره شد. راه طولانی بود ولي باید می‏رفت. 
*  *  *
در اولین ماه از زمستان 1339، در كاشان، شهر عطر و گلاب، در خانواده‏ای متوسط و مذهبی به‌عنوان اولین فرزند خانواده حداد متولد شدم. پدرم مسئول فنی و مکانیک کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان بود. در آن زمان حدود یکصد پرسنل زیر دست پدرم کار می‏کردند. گاهی پدرم در دو شیفت کار می‏کرد و من بین دو شیفت برای او غذا می‏بردم. از احترامی که دیگر کارگران به من می‏گذاشتند می‏فهمیدم که پدرم کارگر ساده‏ای نیست. کارخانه‏ای که پدرم درآن کار می‏کرد کارخانه بزرگی بود. صاحب کارخانه ارباب تفضلي نام داشت که عکس او در دانشگاه «پلی‏تکنیک» به‌عنوان پدر نساجی ایران نصب شده است. او در کاشان چندین کارخانه با نام‏های نساجی کاشان، نساجی آریا و ... داشت. درآن زمان چند هزار نفر کارگر در کارخانه‏های ارباب تفضلی کار می‏کردند. این در حالی بود که کاشان بیش از پانصد هزار نفر جمعیت نداشت. 
افتخار آقای تفضلی همواره این بود که هر روز می‏تواند مسافت تهران تا کاشان را که حدود دویست و چهل کیلومتر بود، با پارچه‏های بافته شده کارخانه‏هایش فرش کند. پنبه وارد کارخانه می‏شد و پارچه بیرون می‏آمد؛ یعنی همه مراحل اعم از ریسندگی، بافندگی، رنگ و چاپ نیز در همان کارخانه‏ها انجام و تحویل بازار می‏شد. کارخانه‏های ارباب تفضلی در آن زمان همه برق کاشان را تامین می‏کردند. با توجه به اینکه در کاشان اداره برق نبود، امتیاز کنتور را نیز کارخانه‏های ریسندگی و بافندگی به مردم می‏دادند. من با اینکه سن زیادی نداشتم ولی همیشه آرزو می‏کردم تا روزی مانند آقای تفضلی باشم و بتوانم به مردم کاشان خدمت کنم. آقای تفضلی برای من الگوی روشنی بود و حضور این الگو باعث می‏شد تا روشنی را ببینم و در جهت آن حرکت کنم. 
ليست موفقيت‏ها
- صادركننده نمونه استان سمنان در سال 1388 
- برگزيده ملي چهارمين جشنواره ملي كارآفرينان برتر ارديبهشت 1388
- کارآفرین برتر استان در سال 1387
- كارآفرين برتر صنعت كترينگ در خرداد ماه سال 1388

ليست محصولات
سبزيجات غير برگي منجمد:
باقالا (با پوست و بدون پوست) – باميه – سيب زميني توپي و مكعبي – لوبيا سبز – ذرت شيرين – ذرت كامل – نخود فرنگي – مخلوط سبزيجات (شامل : ذرت شيرين، هويج، لوبيا سبز، نخود فرنگي) – كرفس – فلفل دلمه مکعبي – هويج مكعبي و توپي – پياز مكعبي
سبزيجات برگي منجمد :
شويد – مخلوط نعنا و جعفري – سبزي قورمه – سبزي پلو – سبزي كوكو – سبزي آش – سبزي سوپ – فرنچ فرايز (سيب زميني نيمه سرخ منجمد)
ميوه‏جات منجمد :
آلبالو – توت فرنگي – دان انار – طالبي – كيوي
همچنین دان و بلال ذرت شيرين با استفاده از بذر مخصوص در مزارع، تحت نظارت كارشناسان اين مجتمع كشت گرديده و به بازار مصرف در بسته‏بندي‏هاي متنوع و گوناگون عرضه مي‏شود.

معرفی شرکت 
شركت نوبر سبز در سال 1377 با هدف توليد و صادرات انواع سبزيجات و ميوه‏جات منجمد شده به روش انجماد سريع (IQF) ايجاد گرديد و قريب به يك دهه همواره كوشيد تا با توليد و صادرات محصولات جديدي از ايران، يكي از توليدكنندگان پيشرو در اين زمينه باشد. به گونه‏اي كه در حال حاضر با بهره‏گيري از تجربه مديران و كارشناسان خود يكي از مجتمع‏هاي بزرگ صنايع تبديلي كشاورزي در زمينه انجماد سريع‏ را به‏وجود آورده است.

توضیحات :
انجماد سريع 
در روش انجماد سريع كه اصطلاحا (IQF) ناميده مي‏شود، عموما مواد اوليه بعد از شستشو، پوست گيري و برش در دماي مناسب بلنچ گرديده و بعد از آبگيري در تونل انجماد در مدت كوتاهي (حدود 8 الي10 دقيقه) به‏صورت جدا از هم منجمد مي‏گردند. به‏دليل نوع فرآیند توليدي داراي همان خواص اوليه، نظير تازگي، رنگ، طعم، بو و كيفيت مواد غذايي بوده و  اين امكان را به‏وجود مي‏آورد كه در شرايط نگهداري در دماي 18- درجه سانتي گراد، عملا رشد ميكرو ارگانيسم‏ها متوقف شده و محصول توليدي با كيفيت اوليه در مدت طولاني قابل نگهداري گردد.

دیدگاه خود را بنویسید

: (الزامی)
: (الزامی)
:
ارسال

.