سیده فاطمه مقیمی

سیده فاطمه مقیمی

مشخصات فردی

: سیده فاطمه مقیمی

: شرکت سدید بار

: خدمات - حمل و نقل

: ۱۳۳۷/۶/۱

: تهران

: فوق لیسانس

: 18 سالگی

مفید بودن برای جامعه

خرید کتاب
مردی در حیاط خانه اذان می‏گفت و صدایش فضا را پر کرده بود. حاج آقا مقیمی دختر دو ساله‏اش را در آغوش گرفته بود و مرتب در حیاط خانه قدم می‏زد. کلافه بود. پیرمردی که روی پله‏های حیاط نشسته بود و قلیان می‏کشید، سر قلیان را از لب جدا کرد و گفت: انشاالله این بار پسره حاج آقا.
خنده‏ای روی لبان حاج آقا مقیمی نشست و گفت: انشاالله.
ناگهان صدای گریه نوزاد از درون اتاق به گوش رسید. حاج آقا مقیمی کودکی را که در آغوش داشت به زمین گذاشت و به‌طرف در اتاق دوید. لحظه‏ای بعد در اتاق باز شد و پیرزن قابله بیرون آمد و گفت: مژده‏گونی بدید حاج آقا، بچه پسره.
حاج آقا مقیمی دستانش را رو به آسمان بلند کرد و خداوند را شکر نمود. دست در جیب برد و هر آنچه پول داشت را به پیر‌زن قابله بخشید و بعد هم برایش ماشینی گرفت تا به خانه برود. با قلبی شاد به خانه بازگشت تا همسر و پسر تازه متولد شده خود را ببیند. همسرش در رختخواب دراز کشیده بود و نوزادی را در آغوش داشت. حاج آقا مقیمی با لبخندی بر لب، کنار همسرش نشست. یکی از زنان نوزاد را در آغوش او نهاد. 
- اینم دختر خوشگلتون.
- اما قابله گفت پسره.
- پسر یا دختر نداره. خدا رو شکر کنید كه هر دوشون سالمن. انشاالله قدمش خیر باشه.
حاج آقا مقیمی خدا را شکر کرد و نوزاد را بوسید.
*  *  *
پدر و مادر من در تهران، در محله امیریه زندگی می‏کردند و چون اصالتا گیلانی بودند در فصل تابستان برای دیدن اقوام به شهر رشت می‏رفتند. در یکی از این سفرهای تابستانی و در شهریور 1337، من در منزل پدربزرگم به‌دنیا آمدم. فاصله سنی من با خواهر بزرگترم دو سال بود. بعد از من دو خواهر دیگرم نیز با همین فاصله به‌دنیا آمدند. پدر من انساني بسیار مومن و مقيد به انجام فرائض دینی بود. او در سنین جوانی به مکه مشرف شده بود. همچنین به‌دليل اینکه خانواده پدری‌اش از ایران به کربلا مهاجرت کرده بودند، سالی یک‏بار نیز برای زیارت بارگاه امام‏ حسین(ع) و دیدار خانواده‏اش به آنجا سفر می‏کرد. پدر و مادرم هر دو فرهنگی بوده و به کار تدریس مشغول بودند و بنابراين من و خواهرهایم در خانواده‏ای فرهنگی و مذهبی بزرگ شدیم.
دوران کودکی من با شیطنت‏ها و بازیگوشی‏های پسرانه همراه بود. به‌خاطر دارم كه در بازی‏های کودکانه همیشه نقش پسرها را ایفا می‏کردم و کمتر تمایلی برای لی‏لی بازی، قایم باشک‏بازی یا عروسک‏بازی با دیگر دخترها داشتم. تفریحات مورد علاقه من دوچرخه‏سواری و فوتبال بود که بسیار برایم لذت‏بخش بودند. این حالات و روحیات من برای پدرم که همیشه دلش می‏خواست پسری داشته باشد تسکین‏دهنده بود و باعث شده بود تا همواره رابطه عاطفی عمیقی بین من و او برقرار باشد. این‏طور فکر می‏کردم که انگار به‌طور ناخودآگاه این حالت را برای او تداعی کنم که من همان چیزی هستم که او دوست دارد. مثلا من همیشه موهایم را کوتاه و پسرانه می‏زدم و برخلاف دخترها تمایلی به بلند‏کردن موهایم نداشتم. در انتخاب لباس هم همواره بلوز و شلوار را ترجیح می‏دادم. دوست داشتم در خانه بیشتر نقش یک پسر را داشته باشم.
لیست موفقیت‏ها
- مدیر نمونه برگزیده سازمان پایانه‏های کشور در سال 1382
- کارآفرین نمونه برگزیده فرهنگسرای کار در سال 1385
- پیشکسوت نمونه برگزیده وزارت راه و ترابری در سال 1386

مسئولیت‏ها و فعالیت‏ها
- مدیر اجرايی در بخش حمل ‏و ‏نقل بين‏المللي از سال 1358
- مدیرعامل شرکت كشتيراني و حمل ‏و ‏نقل بین‏المللي از سال 1363 تاکنون
- عضو منتخب هیات‏مدیره شركت سرمايه‏گذاري ترمينال شركت‏هاي حمل ‏و ‏نقل از سال 1384 
- مسئول ميز مشترك ايران و ايتاليا از سال 1372 تا 1386 منتخب انجمن شركت‏هاي حمل‏و‏نقل بين‏المللي 
- مسئول میز مشترک ایران و روسیه از سال 1372 تا 1386 منتخب انجمن شرکت‏های حمل‏و‏نقل بين‏المللي 
- عضو منتخب هیات‏مدیره انجمن شرکت‏های حمل‏ و ‏نقل بین‏المللي از سال 1377 تا 1387 (سه دوره پياپي)
- عضو گروه مطالعاتی و عملیاتی كريدور شمال و جنوب از سال 1378 تا 1386 
- عضو هيات‏مديره و مديرعامل انجمن ملي زنان كار آفرين از سال 1384
- رئيس شوراي بانوان بازرگان اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران از سال 1386
- عضو منتخب هیات نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ایران از سال 1385
- نایب رئیس كميسيون حمل ‏و‏ نقل و گمرک و ترانزیت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و ايران از سال1386
- مشاور ریاست اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در امور زنان كارآفرین از سال 1386
- عضو شوراي بانوان كارآفرين اتاق‏هاي بازرگاني و صنعت اكو
- عضو منتخب هیات رئیسه اتاق مشترک ایران و روسیه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران از سال87 
  1. سميه گفته:
    ۱۳۹۳/۹/۲۹ 7:01 PM

    سلام واحترام بربانوي دلير ايراني. ديدن چهره شما وخواندن مطالبي كه دلنشين ودلچسب است به ما اميد ميدهد.آرزوي من اين است كه كارافرين لايق براي جامعه وجوانان شوم تحقيقات فراوان كرده ام اما هنوز راهم را پيدا نكردم ميخواهم كمكم كنيد تابه اين مسير وارد شوم اگر زمان داريد متشكرم

  2. محبوبه نجاتیان گفته:
    ۱۳۹۴/۳/۲۷ 5:19 PM

    با سلام و احترام. من با شما در برنامه خندوانه آشنا شدم.من همیشه از دیدن خانوم هایی که موفقیت ها ی بزرگی دارند ذوق زده می شوم.من به عنوان یک زن ایرانی به شما افتخار می کنم.

  3. فرشته گفته:
    ۱۳۹۴/۵/۱ 1:51 PM

    با سلام. من در برنامه آقای رامبد جوان شمارو دیدم،واقعا برام جالب بود بانویی ایرانی چون شما اینقدر موفق باشه اونهم در کاری مردانه و پر زحمت ، واقعا باعث افتخار جامعه ایرانی هستید ،سربلند باشید.

دیدگاه خود را بنویسید

: (الزامی)
: (الزامی)
:
ارسال

.