علی اصغر جهانگیری

علی اصغر  جهانگیری

مشخصات فردی

: علی اصغر جهانگیری

: موسسه کشاورزی کندلوس

: صنعت - تولید

: ۱۳۲۵/۱۲/۱

: کجور - کندلوس (مازندران)

: دکترا

: 9 سالگی

ایجاد موزه

خرید کتاب
دوازده سالی بیشتر نداشتم. بالای میدان «فوزیه» بود. لبو فروش محل، مثل هر روز بساط لبویش را پهن کرده بود و با صدای خش‏دار و خفه‏اش داد می‏زد.
لبو ... لبوی داغ دارم ... .
از روی کاغذ باطله‏های کنار بساطش ورقی بر‏می‏داشت و با چنگالش که پارچه‏ای دور آن پیچیده بود لبو را داخل کاغذ مي‌گذاشت. ورق کاغذ به زمین افتاد و لبو‏فروش ورق دیگری از دسته کاغذهایش برداشت. نگاهی به انبوه کاغذها انداختم، از لای کاغذ باطله‏ها کتاب قرمز رنگی دیده می‏شد. از شیرازه کتاب معلوم بود که کتابی قدیمی است. جلوتر رفتم و به لبو‏فروش گفتم:
- این کتاب رو به من می‏دی؟
- برو بچه بذار به کارم برسم.
- خواهش می‏کنم همین یه کتاب رو می‏خوام.
لبو‏فروش دور بساط لبویش چرخي زد و دوباره ورقی از روی کاغذهای باطله برداشت و لبوی داغ را لای آن پیچید. چیز زیادی نمانده بود؛ شاید امشب این کتاب هم مانند خیلی از کتاب‏های قدیمی در سرخی لبو گم می‏شد. ساعتی گذشته بود و من همچنان اصرار می‏کردم و لبو‏فروش با چشمان درشتش چپ‏چپ نگاهم می‏کرد. دیگر چند ورق بیشتر نمانده بود، تاب نیاوردم، با سماجت به دستان سرخ او آویزان شدم و خواهش کردم. لبو‏فروش چنگالش را گوشه سینی لبو گذاشت و دست به کمر ایستاد. هنوز حرف از دهانش درنیامده، گفتم:
این سه زار رو بگیر، همه دفتر مشقای خواهر و برادرمم الان برات میارم. به خدا زیاده، شونزده تاس!
لبو‏فروش که از دستم کلافه شده بود کتاب را از لای کاغذها بیرون کشید و با عصبانیت آن را به سمت من پرت کرد.
- بیا بگیر، حالا می‏ذاری به کاسبیم برسم یا نه؟ .... پسره‏ سرتق!
کتاب بر تختِ سینه‏ام چسبیده بود، هنوز باورم نمی‌شد. کتاب را باز کردم، صفحاتش طلا‏کوب بود و تذهیب بسیار زیبایی داشت. تا به حال کتابی مثل آن را ندیده بودم. با ذوق از لبوفروش تشکر ‏کردم. او به دیوانگی من می‏خندید و مرا به اطرافیان نشان می‏داد.
بیست و هشت سال بعد، وقتی فردی خبره از ارزش این کتاب برایم گفت چهره مرد لبوفروش پیش رویم نقش بست؛ با آن قد بلند و صورت نخراشیده‏اش. هنوز دستان سرخ رنگش را به‏خاطر دارم که چگونه کتاب را به سمت من پرتاب کرد. ای کاش لبوفروش هم اینجا بود!
*  *  *
ایام کودکی از بهترین دوران زندگی انسان است؛ سال‏هایی که در آن خشت اول زندگی چیده می‏شود و راه ترقی باز است؛ روزهایی که من آن را در میان چشمه‏ساران و کوهساران گذراندم، خنده‏هایم در میان دشت اوج گرفت و در انبوهی جنگل گم شد. شاد بودم و کودکانه از آنچه در اطرافم می‏گذشت لذت می‏بردم. من مانند كودكان شهرنشین نبودم که سال‏ها فقط به دیوار سیمانی پیش رویم نگاه کنم و با اسباب‏بازی‏های رنگارنگ خود بازی کنم. دنیای من بزرگ بود؛ حیاط خانه‏ام دشت، دیوارهایش کوه و باغچه‏اش جنگل بود. همه این‏ها آموزگارانی برای من بودند كه باعث شدند زندگی را به‏گونه‏ای دیگر ببینم. زندگی کردن در دل طبیعت چیزهای زیادی را برایم به ارمغان آورد. با نیش گزنه و بوی گس گردوها غریبه نبودم. چوب را با همه وجود احساس می‏کردم؛ زبری‏اش را وقتی می‏شکست و نرمی‏اش را زماني‌که در میان هاله‏ای از آتش خاکستر می‏شد.
بی‏قرار و پر‏ شور بودم، همه چیز برایم اندك بود؛ حتی وسعت جنگل و دشت هم راضی‏ام نمی‏کرد. از همان اوان کودکی آموختم که برای هر کاری باید فکر کرد و راه درست را انتخاب نمود و با تمام وجود به این نتیجه رسیدم که هیچ کاری نشدنی نیست و برای هر مشکلی راه‏حلی وجود دارد. کودکی من سرشار از درس‏هایی بود که کتاب طبیعت به من می‏آموخت. این کتاب بزرگ خداوندی به من سخاوت، جسارت، مهربانی، هوشیاری، خودباوری و جرات خطر کردن و چگونه زیستن را آموخت؛ تجربه‏ای که با سال‏ها کلاس و دانشگاه نیز به‌دست نمي‌آوردم.
لیست موفقیت‏ها
- دریافت لوح تقدیر به پاس فعاليت‏هاي سازنده از سردار سازندگي، جناب آقای رفسنجانی، در سال 1379 
- دریافت لوح تقدیر از سازمان میراث فرهنگی در سال 1384
- دریافت لوح واحد نمونه استانی (ساری) از وزارت جهاد کشاورزی در سال 1381
- دریافت لوح کارآفرین نمونه در سال 1382
- دریافت لوح تقدیر از کانون هنرمندان در سال 1378
- دریافت لوح تولیدکننده نمونه (فرآورده بهتر) در سال 1375
- دریافت لوح تقدیر و سپاس به پاس فعاليت‏ها و خدمات عمرانی در سال 1387
- دریافت لوح تقدیر و سپاس به پاس فعاليت‏ها و خدمات فرهنگی در سال 1387
فعاليت‏هاي فرهنگی و شرکت‌های تاسیس شده
• انتشار کتاب‏های: كندلوس - مارجان - مينا و پلنگ - درمان در خانه - تكنولوژي ساخت دارو - پيش‌تر از مرحله عاقلي - روزنامه سفر گيلان -  استوناوند - فرهنگ لكي - تاريخ  بدخشان - قنديه و سمريه - راهنماي قطقن - بنادر و جزايز خليج فارس -  مردان صنعت - رنج و گنج - خود اشتغالی - برگزیده اسناد تاریخی
• تهیه آلبوم موسیقی و ملودی‏های مازندران که به‌صورت نوار و سی دی عرضه شده (18 اثر)
• راه‌اندازي يا تاسيس و يا فعال‏سازي و گسترش موسسه يا واحدهاي جديد
- تاسيس آزمايشگاه سيمان چاه نفت در شرکت سيمان تهران در سال 1350
- صنايع بسته‏بندي ايران در شركت توليددارو در سال 1354
- بنيان‌گذار شركت هگزان در سال 1358
- بنيان‌گذار مجتمع كشاورزي كندلوس در سال 1363 
- بنيان‌گذار موزه و موسسه فرهنگي جهانگيري در سال 1363
- بنيان‌گذار موسسه خيريه كندلوس در سال1370
- بنيان‌گذار شركت سيبن در سال1380

دیدگاه خود را بنویسید

: (الزامی)
: (الزامی)
:
ارسال

.