اعظم قلی زاده پاشا

اعظم قلی زاده پاشا

مشخصات فردی

: اعظم قلی زاده پاشا

: شرکت ایرفو

: صنعت - تولید

: ۱۳۱۴/۶/۱

: (مازندران) بابل

: لیسانس متالوژی

: 20 سالگی

پزشک شدن و نجات دادن جان مردم

شرکت ها و کارخانه های تاسیس شده توسط کارآفرین

خرید کتاب
سال هزار و سیصد و چهل بود. از ناراحتی نمی‏دانستم چه کاری از من بر‌‌می‏آید. به‌تازگی با معرفی یکی از آشنایان در یک کارخانه ریخته‏گری که همین اواخر از سوئیسی‏ها خریداری شده بود مشغول به کار شدم. هنوز دور و اطرافم را آن‏قدر نمی‏شناختم. 
یکی از کارگران به من گفت: آقا «انیمال» یعنی چی؟
گفتم: از کی شنیدی؟ (آخر کارگر کم سوادی بود).
گفت: از این خارجی‏ها. به ما می‏گن انیمال.
یاد بچگی‏هایم افتادم. آن‌وقت هم همین حال شدم، از حال و روز روستایمان، از اینکه برادر کوچکم از سردی و تهوع چقدر راحت مرد. برای همین عهد کردم درس بخوانم، دکتر شوم و برگردم ده ولی تقديرم جور دیگر رقم خورده بود. 
*  *  *
بعد بر روی صندلی نشست. کت و شلواری خاکستری با پیراهنی سپید و معمولی به تن داشت. با دست کار کرده‏اش بر چهره‏ی آفتاب سوخته‏اش دستی کشید، سپس تسبیح سپیدش را در میانه انگشت شست و سبابه‏اش ضربدر گرداند تا تسبیح کوتاه شد. فکر کرد و دور شد. صدای گرفته‏اش را صاف کرد و گفت: 
من اعظم قلی‏زاده پاشا هستم و در شهریور ١٣۱۴ در مازندران، منطقه بندپی شرقی روستای پاشا‏میر از توابع بار فروش که امروز بابل نام دارد، در خانواده‏ای زحمتکش و کاملا روستایی به‌دنیا آمده‏ام. پدرم در ده مغازه‏ داشت؛ مغازه‏ای کوچک که احتیاجات یومیه مردم را برطرف می‏کرد. زمین کشاورزی هم داشتیم که کمک حال ما بود. مردم منطقه بیشتر کشاورزی و دامداری می‏کردند. با زیاد شدن جمعیت و کافی نبودن زمین، مردم روزگار را سخت می‏گذراندند. 
پدرم تحصیلکرده علوم قدیم بود. دوست داشت من هم درس بخوانم، برای همین مرا به مکتب عمویم که روحانی بود فرستاد. آن روزها اصلا علاقه‏ای به درس نداشتم و در عالم بچگی فکر می‏کردم باید با کار زیاد ده را آباد کنم. برای همین بیشتر از معمول کار می‏کردم. هر‌چه بزرگ‏تر می‏شدم بیشتر به این نتیجه می‏رسیدم که کار به تنهایی مشکل این روستا را که فاقد هر امکاناتی است، حل نمی‏کند. آن زمان شاید کمتر به فکر موقعیت شغلی یا چیز دیگر بودم. بیشتر به فکر این بودم تا جان مردم روستا را نجات بدهم. بنابراین با این دیدگاه به‌طور جدی در همان مکتب شروع به درس خواندن کردم. البته مانند همه پسران روستایی همچنان کمک حال پدرم در سر زمین و مغازه هم بودم.
یکی از افراد ده که تا کلاس ششم در شهر درس خوانده بود در روستایمان کلاسی گذاشت. فرصت خوبی بود تا خود را آماده کنم. حافظه خوبی داشتم که همیشه براي این موهبت خدادادی شکرگزار بوده و هستم. بعد از مدتی من و یکی از بچه‏های روستایمان تصمیم گرفتیم برای ادامه تحصیل به شهر بابل برویم. اگرچه اطرافیان مدام می‏گفتند: «کجا می‏ری؟ فکر کن دیپلمم گرفتی، مگه می‏تونی دانشگاه بری؟ آخرسَر بازم مجبوری برگردی ده».
از طرفی حق داشتند. سخت بود. ایران بود و یک دانشگاه تهران که شامل دانشکده پزشکی، علوم، فنی، معماری و حقوق بود. اما می‏گفتم كه اگر سالی صد دانشجو هم بخواهند، چرا من یکی از آنها نباشم؟
ليست موفقيت‌ها
- مهندس برجسته (انجمن مهندسين متالورژي ايران) در سال 1378
- مهندس برجسته (انجمن مهندسان مكانيك ايران) در سال 1380
- مهندس برجسته ريخته‏گري (جامعه ريخته‏گران ايران) در سال 1381
- مدير برگزيده (دانشكده فني تهران) در سال1383
- مهندس برجسته مواد و متالورژي در سال 1384
- به‏پاس قدرداني در صنعت ريخته‏گري (دانشكده متالورژي علم و صنعت ايران) درسال 1380
- به‏پاس قدرداني در صنعت ريخته‏گري (انجمن صنفي كارخانجات صنعت ريخته‏گري) در سال1380 - به پاس قدرداني در صنعت ريخته‏گري (انجمن علمي ريخته‏گران ايران) در سال 1382
- به پاس قدرداني در صنعت ريخته‏گري (دانشكده فني متالورژي و مواد دانشگاه تهران) در سال 1385
- به پاس قدرداني در چهلمين سال تاسيس شركت ايرفو (انجمن كارخانجات صنعت ريخته‏گري)  
- به پاس قدرداني در چهلمين سال تاسيس شركت ايرفو (انجمن علمي ريخته‏گران ايران)
- به پاس قدرداني در چهلمين سال تاسيس شركت ايرفو (اتحاديه شركت تعاوني ذوب و فلزات تهران)
- به پاس قدرداني در چهلمين سال تاسيس شركت ايرفو (كاركنان شركت ايرفو)
- تقدير از خدمات ارزنده فني شرکت ایرفو (موسسه آموزش و پژوهش امام خميني)
- دریافت لوح تقدیر به پاس فعاليت‏هاي سازنده در عرصه فرهنگ و صنعت (وزارت كار) 
- دریافت لوح تقدیر به پاس فعاليت‏هاي سازنده درعرصه فرهنگ وصنعت (وزارت فرهنگ و ارشاد)
- دریافت لوح تقدیر به پاس فعاليت‏هاي سازنده درعرصه فرهنگ و صنعت (سازمان صنايع و معادن استان تهران)
- دریافت لوح تقدیر در زمينه مديريت مصرف انرژي (سازمان مهندسي نيروي زميني) 
- دریافت لوح تقدیر به پاس قدرداني براي تحقق اهداف انقلاب اسلامي ايران (از طرف نخست وزير وقت (شهيد رجايي) )

دیدگاه خود را بنویسید

: (الزامی)
: (الزامی)
:
ارسال

.